حکایت من...
حــــــــــکایت من ؛ حکایت کسی است که عاشق دریا بود.....اما قایق نداشت...!!!
دلباخته سفر بود..... همسفر نداشت...!!!
حکایت کسی است که زجر کشید....اما ضجه نزد...!!!
زخم داشت و ننالید......
گریه کرد... اما اشک نریخت....!!!!
حــــــــــــکایت من ؛ حکایت چوپان بی گله وساربان بی شترست....!!!!
حــــــکایت کسی که پر از فریاد بود ، اما ســـــکوت کرد ؛ تا همه صداها را بشنود..!!!
دلباخته سفر بود..... همسفر نداشت...!!!
حکایت کسی است که زجر کشید....اما ضجه نزد...!!!
زخم داشت و ننالید......
گریه کرد... اما اشک نریخت....!!!!
حــــــــــــکایت من ؛ حکایت چوپان بی گله وساربان بی شترست....!!!!
حــــــکایت کسی که پر از فریاد بود ، اما ســـــکوت کرد ؛ تا همه صداها را بشنود..!!!