گرمای تنت...

گرمای تنت ارزانیه همان فاحشه ها ....

من سرمای تنهایی ام را ...........

به گرمای هوس ات ترجیح می دهم ... !!!

فرصتی نمانده است

فرصتی نمانده است

بیا

بیا همدیگر را بغل کنیم

فردا

یا من تو را می کشم

یا تو چاقو را در آب خواهی شست

همین چند سطر

دنیا به همین چند سطر رسیده است

به اینکه انسان کوچک بماند بهتر است

به دنیا نیاید بهتر است

اصلا

این فیلم را به عقب برگردان

آن قدر که پالتوی پوست پشت ویترین

پلنگی شود که می دود در دشتهای دور

آن قدر که عصاها

پیاده به جنگل برگردند

و پرندگان

دوباره

بر

زمین

نه...

به عقب تر برگرد

بگذار خدا

در آینه بنگرد

شاید

تصمیم دیگری گرفت.


{گروس عبدالملکیان}

این شب ها...

این شب ها که گذشت و نبودى

دعا کردم:

یکی بهتر از من بیاید و دلت خوش شود به خنده اش!

ملالت سبک شود...

اما دروغ چرا؟!!

هیچ کدامش "آمین"نداشت...

گرمایی...

گرمـایــــی بـوده ام همیشـــه

ولــــی . . .

بیـن خـودمــــــان بمـانـد

سـرمـایـــی می شـوم

وقــتـــــی

پــــای آغــوش تــــــو در مـــیـــان بــاشــد !

حواست باشد

حواسَتـ باشَد

اَگر بہ مَردے بیش اَز حد بَهــا بدَهے

دیگر برآے داشتَنتـ تلـاش نمے کــند

نگاهَـــــــش ـَسـرد مے شَود

کلـآمَش بے روح

دستانَش یـخ زَده

حَرف ـهایَش بوے دلمُردگے مے گیرد

وَ آغوشش بوے هَوس ...

شعر روباه و کلاغ به...

شعر روباه و کلاغ به لهجه یک آبادانی:





زاغکی بر درخت نخلی فلافل میخورد


روباهی اومد و گفت: ها وولک چه بالی، چه دمی





عجب عینک ریبونی! مشکی رنگ عشقه


دمت گرم یه دهن بوخون





زاغ فلافل را گذاشت زیر بغلش و گفت:


دهنت سرویس مو خودوم کلاس سومم

حکایت من...

حــــــــــکایت من ؛ حکایت کسی است که عاشق دریا بود.....اما قایق نداشت...!!!

دلباخته سفر بود..... همسفر نداشت...!!!

حکایت کسی است که زجر کشید....اما ضجه نزد...!!!

زخم داشت و ننالید......

گریه کرد... اما اشک نریخت....!!!!

حــــــــــــکایت من ؛ حکایت چوپان بی گله وساربان بی شترست....!!!!

حــــــکایت کسی که پر از فریاد بود ، اما ســـــکوت کرد ؛ تا همه صداها را بشنود..!!!

یک وقت...

یـــک وقـــت اشتبـــاهـــی مـــرا از خـــاطــــرت پـــاک نکنــی ؟!
هــر وقـــت پـــاک کــن دستـــت بـــود
بـگــــو
از روی کاغـــــذت بـــــروم کنـــار ...!

کاج

کاج

سيب مي‌دهد

اگر عاشق شود

انگور مي‌دهد

اگر مست شود

توت فرنگي مي‌دهد

اگر خوشبخت شود

کاج مي‌ماند

اگر تنها باشد!

"حدیث لزرغلامی"

میگویند...

مــــے گــُــویـَـنــد ســـــآدِه ام،

مـــے گـُــویــَـنـــد تــُــو مَــــرا بآ

یــِک جُمـــــلـــﮧ،

یـِــک لَبـــــخـنـــد،،،

بـِـــﮧ بــازےمیـــــگیــــرے ...

مــــــے گـُــــوینــــد تـَــرفنــد هـــآیت،

شِـــیطنـــتهــــآیت

و دروغ هآیـــت را نمــــے فَهمَــــم ... !!

مــــــے گویند ســــآده ام

اما تــــُـو ایــטּ را باوَر نَکـُـטּ

مـــَـــــטּ فـــــقــــــط دوســـتـــَــت دارم،

هَمیـــــــــטּ!!!!

و آنــــها ایــــטּ را نِمـــــــے فـَـــهمنــــد...

حواسم را...

حواســــم را هرکـــجا که پــرت می کـــنم باز کـــنار تـــو می افتد ...

هر وقت...

هر وقتــــ یه دختــــر از روی سادگیش چشماشو بستــــ ،

و تــــو به جای لبش پیشونیش رو بوسیــــدی..

اونوقتــــ بیا بشین راجع به عشــــق و عاشقی با مــــن حرفــــ بزن...!!!‬

یه دوس پسرم...

یه دوس پســــــرم نداریم ؛
که یهو ترکش کنیم ,
از غم دوریمون تو خلوتش به عکسمون نگا کنه ,
همینجوری که داره عکسمونُ نگا میکنه ,
به پهنای صورت اشک بریزه
همیجور که داره اشک میریزه
با خودش زمزمه کنه
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
خوشگل زیاد پیدا میشه تــو دنیا ؛ اما یکیش خوشگله من نمیشه...

یه پسره هست...

یه پسره هست تو اد لیستم ، کلا هر سه چار روز یه بار با یکی ریلیشنشیپ میزنه ، من اصلآ به ریلیشنشیپ زدنش کاری ندارم ، اصلآ دوست داره هر روز با یکی باشه.....به من چه ؟؟ حرفم با اون دوستای صمیمشه که میرن زیرش کامنت میزارن واااااااااااای تبریک میگم خیلی خوشحال شدیم ایشالا همیشه با هم خوش باشین

لبخند بزن....

لبــخَنـב بزَن...



بـבون انتظـــآر پاسخـﮯ از בنیــــآ....



بـבان روزی בنیا آنقَـבر شَرمَنـבه مـ ﮯشوב کــِ بهـ جـــآﮯ پآسخ لبــخَنـבت



بآ تَمـــــآم سازهــــــآیَت مـﮯ رَقصَـב.../ ♪/